برف بهاری....

میگه:ادب از که آموختی؟....از بی ادبان....هرچه از فعل ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردمی  (سقراط)....با توجه به اینکه دنیای تضاد هاست و هرچیزی عکسشم موجوده!...و من باب اینکه بدی اگه نبود خوبی هم وجود نداشت.از همین جا میشه به شاُن زشتی پی برد (نمونش : فضیل عیاض-دزد، قدیس آگوستین-خلافکار،کوئیلوُ-معتاد ـ سایکو،سعدی-قاتل(رجوع کنید به داستان کشتن هندو توسط وی)،...)...یکی از راههای شناخت خدا زشتیه و اگه آدم بدی  میبینیم، جبهه نگیریم چون ممکنه یک زائر جاده الهی باشه (فهم تاریکی در صورتی که اندیشه ای در پس آن باشد یعنی شناخت کامل روشنایی) ...به هر حال : هر بیشه گمان مبر که خالیست ...شاید که پلنگ خفته باشد....